من اصولاً آدم مجامع هنری و ادبی و غیره نیستم، آدم توی تنهاییاش فکر میکنم چیزای کشف نشدهی زیادی داره که میتونه بشینه به جستجوش، علیایهاالحال بعد از سالها مواخذه شدن و مورد تمسخر قرار گرفتن توسط دوستان و رفیقان شفیق که "ول کن این میز و صندلی و سیگار و چایی رو و یه سر بیا تو این مجامع روشنفکری ببین اصولاً دنیا دست کیه" امروز با مجید آقای قربانیفر که عمرش مستدام باد رفتیم خانهی سینما، نمیدونم اسمش چی بود یه چیزی تو مایههای سمینار و از این مزخرفات، لاتینش این بود "seminarr: documentry filmmaking" با حضور یک مستند ساز امریکایی به نام "james longley" که مستند "عراق تکه تکه شده"ی او سال گذشته کاندید دریافت بهترین فیلم مستند از آکادمی اسکار شده بود، سالن تقریباً پر بود و آقای کارگردان کمی از فیلمش گفت و سپس یک اپیزود از فیلم روی پرده رفت و کار کشید به سئوال و جواب، و دوستان ظاهراً مستند ساز داخل سالن به طرح سئوالاتشان از آقای کارگردان پرداختند، در ذیل نمونههایی از این سئوالات را درج میکنم
-ببخشید چرا فیلم شما کاندیدای دریافت اسکار شد؟ /پاتکس: آخه اینم فیلمه تو ساختی؟...خجالت نمیکشی؟/
-ببخشید شما دو سال تو عراق بودی و فیلم ساختی لابد چون امریکایی بودی کسی بهت گیر نمیداد ولی امریکاییهای حاضر در عراق به ما گیر میدهند
- ببخشید چطوری میشه رفت اسکار؟
- ببخشید من یه فیلم ساختم در قطع سیوپنج میلیمتری، پس چرا جایی تحویلش نمیگیرند؟ /پاتکس: چرا من کاندید جایزهی اسکار نمیشوم ولی تو میشوی؟/
توضیح ضروری: این آقای کارگردان آمریکایی فیلمش را با یک دوربین هندی کم و فقط با همراهی و کمک یک مترجم ساخته است
- من از آکادمی اسکار ناامید شدم وقتی میبینم فیلم تو کاندید جایزهی اسکار میشود و میلیونر زاغه نشین اسکار میگیرد
-ببخشید من فیلم شما را کامل ندیدم ولی معلومه فیلم خوبی نیست
-و...
آقای کارگردان بیچاره که ظاهراً کلی هم خجالتی بود کلی سرخ و سفید میشد و سعی میکرد جواب قانع کنندهایی بدهد، از آقای پیک موتور سوار هم که وسط جلسه وارد شد و برای تصویربرداران مجلس فیلم خام آورد و همانجا وسط سالن پولش را نقداً از تصویر بردار گرفت هم میگذرم و کلی حاشیهی دیگر
آخرهای جلسه طاقتم طاق شد و آمدم بیرون و سیگاری چاق کردم و به دوستم گفتم: این جلسات واقعاً جای عقده گشایی کسانیست که خیال میکنند از دماغ فیل افتادهاند و کارگردان زاده شدهاند و کسی قدرشان را ندانسته، خداییش کدام یک از این جماعت، حاضرند دوسال زندگیشان را بگذارند بروند عراق، اصلاً چرا عراق، توی همین مملکت خودمان و فیلم بسازند؟ به والله هیچکس، ما فقط مدعی هستیم، مدعیانی که میخواهیم جای امنی داشته باشیم و قهوه هم با دیگر مخلفات روشنفکری مهیا باشد و روی سرمان بگذارند و حلوا حلوا کنندمان و برایمان سوت بلبلی بزنند و اسکار هم بهمان بدهند چون حقمان است
من یکی به قبر جد اندر جد پیشینیانم بخندم که بار دیگر پای به چنین مجامعی بگذارم